هر بار خواست چای بریزد نمانده ای
رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای
تنها دلش به این خوش است که یکی دو بار
با واسطه سلام برایش رسانده ای
بدبخت من فلکزده من بد بیار من
امروز عصر چای ندارم تو مانده ای
پ.ن
+ من نميدونم اين شعر مال كيه امروز يكي از دوستام كه فكر كنم خيلي از دست من شاكي بود برام اس ام اس كرد منم خوشم اومد براي شما هم گذاشتم
+ امروز يكي ازم پرسيد تو اصلا دلت براي كسي تنگ ميشه ؟؟؟منم جواب دادم تا حالا پيش نيمده ![]()
+ نترسيد مهلت شركت تو مسابقه تموم نشده
+ به موقع برندگان رو اعلام ميكنم
از اونجایی که در جریانید تولدم نزدیکه
دیشب داشتم با خودم به هدیه هایی که سالهای گذشته گرفتم فکر میکردم ......... یادش بخیر بعضی هاشون رو خیلی دوست دارم ![]()
خب اما امسال .............. لطفا به وسیله ی این نظر سنجی اعلام کنید به نظر شما بهترین هدایای که میتونه منو خوشحال کنه چیه ؟؟؟توجه کنید هدیه رو باید کامل با رنگ و مدل و اسم خاص توضیح بدهید موضوع اینکه چه کسی میخواد این هدیه رو بهم بده اهمیت بیشتری داره فراموش نکنید
البته شایان ذکر است من همیشه از هدیه گرفتن خوشحال میشم اینو دوستام خوب میدونن اما تولد یه منلسبت خاصه توجه کنید خاص...........
به کسی که بهترین هدیه رو نام ببره از طرف رز سیاه یک هدیه خاص در روز تولدم تعلق میگیرد
راهنمایی : رنگ قرمز رو دوست دارم . و رز سیاه معنویات براش مهمتره تا مادیات حالا فکر کنید یه هدیه ارزش معنویش بیشتر باشه و حد المکان عشقولانه باشه لطفا
تا ۳۰ آبان مهلت دارید پاسخ بدید منم سعی میکنم تا اون زمان به شما اعلام کنم چی دوست دارم
هوا نسبتا خنک بود
آخرین روزهای مهر ماه بود
کنار پارک نیاوران توی ماشین نوک مدادی نشسته بودند
نگاه دخترانه اما پر تلاطم به دستان مردانه و سفید با موهای بور که روی فرمان ماشین بازی میکرد بود
او آرام دستانش را ازروی فرمان برداشت و سیگاری روشن کرد خیابان تقریبا خلوت بود هوا کمی خنک تر شد
حالا دیگر فضای داخل ماشین رو دود سیگار پرکرده بود
نگاه زنانه و لطیف دخترک آرام از روی فرمان بلند شد و به سوی چهره ی مردانه ای برگشت که حالا داشت خاکستر سیگارش را از نیمه ی باز شیشه ی ماشین بیرون میریخت
نگاه دخترک با محبت به چشمهای زیبا و سبزی دوخته شده بود که حالا برایش غریبه بود
دستان مردانه ته سگارش را بیرون اندخت و به سوی نگاه مهربانی که به صورتش دوخته شده بود برگشت و یه نفس راحت کشید و گفت خب تعریف کن چرا خبری ازت نبود؟
دخترک با صدای آرام پرسید دلت برام تنگ شده بود ؟؟؟
صدای مردانه با پوزخند پاسخ داد اگه راستش رو بخوای نه ! اصلا تنگ نشد بود !
دخترک نگاهش را با خشم برگرداند و به جلو خیره شد ...........
مدتی به سکوت گذشت و بعد قطرات اشک با حسرت از چشمان مشکی و براق دخترک جاری شد و گفت اما من دلم برات اونقدر تنگ شده بود که هر روز را در آرزوی دیدن تو به شب میرساندم
پسرک انگار که چیزی در سینه اش تکان بخورد کمی جا به جا شد واز ماشین پیاده شد و دوبار سیگاری روشن کرد ...........اما هنوزداشت به جمله ی دخترک فکر میکرد
پ.ن
+ این یه داستان کوتاه بود که دلم میخواست بنویسم اگه ازش چیزی متوجه نشدید و خیلی بد بود به بزرگوای خودتون ببخشید
+ فامزی می دونی دلم چی میخواد ؟ آرزومه یه روزبی خبر زنگ خونمون رو بزنی و بپری تو بغلم مثل اون وقتا منم بپرم تو آغوش مهربونت و با هم بلند دادبزنیم عزززززززززززززززززیزم و من اونقدر توی آغوش گریه کنم تا دلتنگی هام یادم بره
+ روز شمار: ۲۷ روز دیگر به...............
یه ناهار که با طعم خاطرات گذشته و ادکلن عاطفه خانووم و سرشار از مهربونی نفیسه بود
پ.ن
+ لازم که اشاره کنم تو سارا ناهار صرف شد ؟؟؟![]()
+ نفیسه برای منو عاطفه دوتا لیوان به رنگ سفید با گلهای عشقولانه آورده بود .دوسش دارم![]()
+ عاطفه هم خیلی خانوووووووووووومه واقها این اسم برازنده اش![]()
+ راستی خبر ازدواج کردنمو امروز از نفیسه شنیدم اونقدر خندیدم بدون اطلاع خودم ازدواج کردم چه شایعات جالبی![]()
+ جای هیچ کسی هم خالی نبود غیبت همتون رو کردیم خیالتون راحت از تهران تا لس آنجلس ولندن و آنکارا وشیراز و....خلاصه هیچکس از قلم نیفتاد ![]()
با اجازه دوستانم میخوام کمی بمیرم
شاید وقتی زنده بشم حالم بهتر باشه
از اونجایی که خیلی از دوستان بارها از من پرسیده اند چرا رز سیاه رو انتخاب کرده ام فکر کنم جالب باشه براتون که بدونید رز سیاه نماد چیه ، منم به خاطر همزاد پنداری خودم و نزدیکی روحیاتم با این خصوصیات اسم رز سیاه رو برای خودم انتخاب کردم
این شما و این رز سیاه :
رز سیاه در طبیعت وجود ندارد ولی در افسانهها در معانی مختلفی بکار میروند. گلهایی که معمولاً رز سیاه نامیده میشوند، در حقیقت گلهای با رنگ قرمز بسیار تیره هستند.
زبان گلها
در قرن نوزدهم زبان گلها بسیار مورد توجه قرار گرفت .در این زبان رز سیاه بیشتر نشانهٔ مرگ و غم بوده است.اما در حقیقت نشانهٔ وداع است. رز سیاه اغلب اوقات در مراسم تشییع جنازه استفاده میشود.رز سیاه از طرف دوست صمیمی و یا عشقی که به مسافرتی طولانی رفته و هیچ گاه بر نخواهد گشت فرستاده میشود.از آنجایی که تولید رز سیاه غیر ممکن است " فداکاری خالصانه" از دیگر معانی آن است. اگرچه رز سیاه سمبل "عشق عمیق " است و افراد معنی آن را مرگ و بد میدانند و رز قرمز برای آنها به معنی عشق است ، اما در واقع این رز سیاه است که معنی عشقی عمیقتر را میدهد
پ.ن
+ به دنبال تغییر هستم از نوع اساسی
+ یه حس هایی میگه بیشتر با خانواده باشم مخصوصا با تنها خواهرم
+ آخر هفته به اتفاق دوستام میرم کویر مصر از همین الان جاتون خالیه ![]()
این متن رو توی کتاب زیبای روی ماه خداوند را ببوس خوندم که یکی از دوستان خوبم چند روز پیش بهم هدیه داد :
ای پسر عمران !هرگاه بنده ای مرا بخواند ، آن چنان به سخن او گوش می سپرم که گویی بنده جز او ندارم
اما شگفتا که بنده ام همه را چنان میخواند که گویی همه خدای اویند جز من !!!
من نمیفهمم چرا همه دارن از ایران میرن ؟؟؟
اگر اینجا ویران هم بشه من از اینجا که بهش میگم وطن تکون نمیخورم
برم و اینجا رو بسپرم دست دشمن ؟؟؟
برم و دیگه نباشم تا ازش دفاع کنم ؟؟؟؟؟؟
برم به خاطر خودخواهی های خودم ؟؟؟؟؟؟؟
نه من همیشه اینجا میمونم
من هیچ کجا رو به اینجا ترجیح نمیدم
چطور آدمها خاطراتشون رو خاک میکنن اینجا و به همین راحتی میرن ؟؟؟
پ.ن
باید حتما ذکر کنم که این مطلب رو برای مهدی که یکی از همکارام بود نوشتم ؟؟؟؟؟؟؟؟
دیشب نگاهش را به آینه انداخت اما ندید جز او کس دیگری هم به آینه نگاه میکند :
نگاه ها در هم آمیختند
و ...
نگاه در آینه شکست ....
نگاه خرد شد ....
نگاه چشمانش را بست .....
و دیگر چیزی ندید
چون وجودی را احساس میکرد که نیازی به دیدن نداشت
پ.ن
ـ دقت کردین چقدر ادبی شدم ؟؟؟
ـ شاید یه تغییراتی در من ایجاد شده که خودم هم بی خبرم


